مرا دریاب
تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمل لبخندی بر لبان من ، ،از آوردن
برق امیدی در نگاه من،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.
تو میدانی که رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است.
از شادی توست که در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمانم می درخشد و از خوشبختی
توست که هوای پاک را در ریه هایم احساس میکنم.
نمی توانم خوب حرف بزنم.........
نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جملات ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب!دریاب!دریاب!
من تو را دوست دارم.
وهر لحظه از زندگی ام بر این دوستی شهادت می دهند.
+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت12:44توسط ثنا |


