تبليغاتX
منطقه ی ممنوعه

منطقه ی ممنوعه

دفتر قدیمی
یه دفتر دارم که هر جا جمله یا عبارت قشنگی ببینم توش می نویسم.

دیشب که داشتم چند تا از این جمله هارو وارد دفتر می کردم به فکرم رسید که

چند تا از این جمله ها رو که از بزرگان و اندیشمندان نقل شده تو وبم بذارم تا دوستان هم

بخونند. خوشحال می شم اگه شما هم از این دست جملات و عبارات دارید برام کامنت بذارید.

 

-اگر بیش از اندازه آروم بگیری ، زنگار می گیری.

-سرنوشت خود را به دست بگیر در غیر این صورت دیگری آن را به دست می گیرد.

-به لاک پشت بنگر ،تنها زمانی پیشرفت می کند که سر خود را از لاکش بیرون بیاورد.

-مسائلی وجود دارند که از شدت جدی بودن باید به آنها خندید.

-انسان بزرگ کسی است که قلبی کودکانه دارد.

-چرخ های سنگین و زنگ زده ی زندگی با دست های نا مرئی امید می چرخند.

-گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباتر و مفید تر است.

-زندگی مسابقه نیست،یک سفر است و تو آن مسافری باش که در هر گامش 

لحظه های خوش جاریست.

-هر روز همان روز را زندگی کن و این گونه تمامی عمر را به کمال زیسته ای.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت17:20توسط ثنا |
جای پا

خواب دیده بود در ساحل دریا و در حال قدم زدن با خداست.

رو به رو،در پهنه ی آسمان صحنه هایی  از زندگی اش به نمایش در میامد،           

متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا در ماسه فرو رفته است.یکی جا پای خودش و    دیگری جا پای خدا.

وقتی آخرین صحنه از زندگی اش به نمایش در امد متوجه شد که خیلی اوقات در   مسیر زندگی او یک جای پا بوده است.همچنین متوجه شد که آن اوقات سخت ترین و  و ناراحت کننده ترین لحظات زندگی اش بوده است.

این واقعا او را رنجاند و از خدا درباره آن سئوال کرد:خدایا تو گفتی چنانچه    تصمیم بگیرم با تو باشم همیشه همراه من خواهی بود ولی متوجه شدم که در  بدترین  شرایط زندگی ام فقط یک جای پاست.

نمی فهمم چرا در مواقعی که بیشترین احتیاج را به تو داشتم مرا تنها گذاشتی.

خدا پاسخ داد:فرزند عزیز و گرانقدر،من تو را دوست دارم و هیچ وقت تنهایت        نمی گذارم.

زمانهایی که تو در آزمایش و رنج بودی، وقتی که فقط تو یک جای پا می دیدی،من تو  را به دوش می کشیدم.

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت0:8توسط ثنا |